شمیــمــ ِ عشـــق !

روزهای یک زندگی ...

شمیــمــ ِ عشـــق !

روزهای یک زندگی ...

شمیــمــ ِ عشـــق !

نام ِ تو چیست ؟
شکوفه ؟ باران ؟ شوق ؟
هرچه هستی ،
نَسَب ِ تو به بهار می رسد ...


نویسندگان

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند....

چهارشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۴۶ ب.ظ

دلم تنگ است آقا جان...

تنگ نگاه مهربان شما...

کاش برسد آن روز که نیم نگاهتان روزی ام شود...

کاش برسد آن روز که خریدار غصه هایم باشید...

که بمیرم برایتان...

کاش ..

نمیدانم چرا هرچقدر بیشتر میدوم نمیرسم به شما...

نمیدانم چرا حس میکنم مرا نمیخرید...

بس که وجود پر گناهی دارم...

بس که پر است دلم از حب دنیا و اهلش...

آقای من...

بیا یک دم مهربانی کن...

خسته ام از دنیا و هیاهویش...

دلم رهایی میخواهد...

جانم به لب رسیده آقاجان...

یک دم...یک نظر... یک نفس... شما را آرزو دارم....

# آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند.....؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۹/۰۸
شمیم ِ عشق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی